X
تبلیغات
رایتل

بازگرد ای خاطرات کودکی

بر سواراسبهای چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند

یادگاران کهن ماناترند

درسهای سال اول ساده بود

اب را بابا به سارا داده بود

درس پنداموز روباه خروس

روبه مکارو دزد و چابلوس

روز مهمانی کوکب خانم است

سفره پراز بوی نان گندم است

کاکلی گنجشکک باهوش بود

فیل نادانی برایش موش بود

باوجودسوز و سرمایی شدید

ریزعلی پیراهن ازتن میدرید

تادرون نیمکت جا میشدیم

ماپرازتصمیم کبری میشدیم

پاکن هایی ز پاکی داشتیم

یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت

دوشمان ازحلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از اه بود

برگ دفترها به رنگ کاه بود

همکلاسی های دردو رنج وکار

کودکان جامه های وصله دار

بچه های دکه سیگارسرد

کودکان کودک اما مردمر د...

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود

جمع بودن جمع بود وتفریحی نبود

کاش میشد باز کوچک میشدیم

لااقل یک روز کودک میشدیم

یادان اموزگار ساده پوش

یادان گنج ها که بودش روی دوش

ای معلم نام و هم یادت بخیر

یاد درس و اب وبابایت بخیر



تاریخ : چهارشنبه 28 تیر‌ماه سال 1391 | 07:14 ب.ظ | نویسنده : sara | نظرات (0)
  • فال حافظ
  • میهن بلاگ